موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )

31

مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )

فقير و بىبضاعت چيزى ندارد . در ميان خرابه‌هاى قصور سزارها كليساى قشنگى وجود دارد - چيزى كه مايهء تعجب است اين است كه بدون اينكه يك قطعه آهن در بناى اين كليسا به كار رفته باشد قرنهاست كه به پاى ايستاه - تمام كليساهاى گروزينى به همين سبك ساخته شده به اين معنى كه ديوارها و سقف آن هريك از يك قطعه سنگ يكپارچه تشكيل شده و معلوم است چنين بنائى به اين وصف قابل است كه چندين قرن دوام كند - پشت قصر صومعه‌اى است به نام سن نينون - در قرن چهارم مركز ترويج مذهب مسيح در گروزينى بود و از اين جهات طرف توجه عموم است . اين نينون بر خلاف آنكه در عصر لوئى چهاردهم به اين اسم ميزيسته چون توانسته قومى را از وحشى - گرى نجات دهد شايد بد آدمى نباشد و اول كسى كه به اين مذهب گرويد سزارمريان است كه به زودى من تبعش او را تقليد كردند . نينون مقدسه صليب چوبى ساده‌اى كه بموهاى خويش پيچيده بود در دست گرفته انجيل را بمردم تعليم مىداد - سفيركبير براى اينكه ناشناس وارد شهر شده ژنرال فرماندهء تفليس را بىخبر ملاقات كند مشت را وداع گفته تنها از ساحل رودخانهء كورا عازم آن شهر شد ما هم بعدا از جادهء معمولى حركت كرديم . در فاصلهء يك ورست از مشت پلى بر رودخانهء كورا بسته شده كه ميگويند پمپه آن را بنا نهاد . واقعا اين خيال هم در دماغ بشر ناخوشى ايجاد كرده كه تا يك چيزى را به يكى از اشخاص تاريخى يا اعسار قديمه نسبت مىدهند انسان توجه خاصى به آن پيدا مىكند مثلا اگر بما نمىگفتند اين پل را پمپه ساخته بدون اينكه ملتفت آن شويم بر آن مىگذشتيم و حال آنكه عظمت نام پمپه ما را وادار كرد كه آن را نيز مانند يكى از عجايب عالم وارسى كنيم . يكى ميگفت سنگش يادگار قرون قديمه است ديگرى ميگفت چشمه‌هايش به همان اندازه‌اى كه سبك‌وزن ساخته شده قوى است ، يكى مىگفت ممكن نيست امروزه كسى بتواند چنين پلى بسازد يكى در تماشاى دو ستون آن‌كه به شكل پنير - هاى استونى خودمان ساخته شده بود مات و مبهوت مانده بود ، بالاخره هركس